نعره ی هیچ شیری خانه چوبی را خراب نخواهد کرد
من از سکوت موریانه ها میترسم...
برچسب:
نویسنده: نیلوفر ابی
خدایا اجازه هست نا صبوری کنم ؟
به خداییت قسم از صبوری خسته ام...
از فریادهایی که در گلویم ماند و میماند
از اشکهایی که شبها تنها بالشتم و تو شاهد آن هستید
و از حرف هایی که زنده به گورگشت در گورستان دلم
آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را در پشت بی پناهی ات
و در پشت هزاران دروغ پنهان کنی...
خدایاااااا آرزوی پرواز دارم،صدایم را بشنو ای تنها امیدم.
برچسب:
نویسنده: نیلوفر ابی
فقط مینویسم "رفت"
حسی که تو را دوست میداشت
برچسب:
نویسنده: نیلوفر ابی
من آنقدر با وسعت نبودن تو زیسته ام
که دیگر آمدنت دردی از من دوا نمیکند
نیا
مدتهاست که به جای تو
با جای تو انس گرفته ام...
برچسب:
نویسنده: نیلوفر ابی
برچسب:
نویسنده: نیلوفر ابی
خودت باش
کسی هم خوشش نیامد به درک
اینجا که مجسمه سازی نیست...
برچسب:
نویسنده: نیلوفر ابی