نعره ی هیچ شیری خانه چوبی را خراب نخواهد کرد
من از سکوت موریانه ها میترسم...
برچسب: نویسنده: نیلوفر ابی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1392 ساعت: 1:33
خدایا اجازه هست نا صبوری کنم ؟
به خداییت قسم از صبوری خسته ام...
از فریادهایی که در گلویم ماند و میماند
از اشکهایی که شبها تنها بالشتم و تو شاهد آن هستید
و از حرف هایی که زنده به گورگشت در گورستان دلم
آسان نیست در پس خنده های مصنوعی گریه های دلت را در پشت بی پناهی ات
و در پشت هزاران دروغ پنهان کنی...
خدایاااااا آرزوی پرواز دارم،صدایم را بشنو ای تنها امیدم.
برچسب: نویسنده: نیلوفر ابی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1392 ساعت: 1:21
فقط مینویسم "رفت"
حسی که تو را دوست میداشت
برچسب: نویسنده: نیلوفر ابی تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1392 ساعت: 1:13
من آنقدر با وسعت نبودن تو زیسته ام
که دیگر آمدنت دردی از من دوا نمیکند
نیا
مدتهاست که به جای تو
با جای تو انس گرفته ام...
برچسب: نویسنده: نیلوفر ابی تاريخ: سه شنبه 14 آبان 1392 ساعت: 21:02
برچسب: نویسنده: نیلوفر ابی تاريخ: سه شنبه 14 آبان 1392 ساعت: 20:55
خودت باش
کسی هم خوشش نیامد به درک
اینجا که مجسمه سازی نیست...
برچسب: نویسنده: نیلوفر ابی تاريخ: سه شنبه 14 آبان 1392 ساعت: 20:50